بنا بر فلسفهی تربیتی جامعهی اسلامی، مدرسه محیط اجتماعی سازمان یافتهای -مشتمل بر مجموعهای از افراد و روابط و ساختارهای منظم- است برای کسب مجموعهای از شایستگیهای لازم -فردی، خانوادگی، اجتماعی- که متربّیان برای وصول به مرتبهای از آمادگی جهت تحقّق حیات طیّبه در همهی ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی باید آنها را به دست آورند.
از این رو مدرسه فضای اجتماعی هدفمندی است که از طریق زنجیرهای از موقعیتها، فرصت حرکت رشد یابنده و تعالی بخش را برای متربّیان فراهم میسازد که در آن شایستگیهای لازم برای درک و بهبود موقعیت خود و دیگران از طریق یادگیریهای رسمی و غیررسمی کسب میشود».

1- ساده سازی
نخستین ویژگی ساده سازی» است؛ به این معنی که تجربیات مدرسهای باید شکل سادهای از تجربیات و اشکال واقعی حیات طیّبه باشد. روابط واقعی در زندگی اجتماعی پیچیده است و میتواند مانعی بر سر راه یادگیری و رشد و تعالی و بروز استعدادهای متربّیان گردد. لذا محیط مدرسه، با عنایت به شرایط رشد آنان، باید ساده باشد تا فرآیند تربیت با موانع کمتری مواجه شود. این ویژگی به معنای تصنعی کردن موقعیتها و تجارب نیست، بلکه تجارب مدرسهای متربّیان باید تا حد امکان با تجارب زندگی واقعی نزدیک باشد و حتی فعالیتها و تجارب تربیتی طراحی شده در مدرسه باید ناظر به چالشها و مسائل واقعی زندگی متربّیان باشد.
2- پالایش
ویژگی دوم پالایش» است. مراد از پالایش، زدودن برخی عوارض و نتایج ناخوشایند نامطلوب احتمالی از برخی تجربیات مدرسه است. محیط مدرسه باید مورد پالایش و مراقبت دائم قرار گیرد و حتی الامکان از عناصر و عوامل مخل و نامطلوب که مانع رشد و تعالی متربّیان میشوند به دور باشد، که البته نباید به شکل تحمیل و تهدید یا محدودسازی افراطی متربّیان ظاهر شود.
باید با اقدامات و تدابیر تربیتی اثباتی در محیط مدرسه، زمینهی بروز و ظهور موانع درونی تربیت و نیز تاثیر موانع برونی را از میان برداریم، نه این که با برخوردی انفعالی، تنها پس از بروز موانع، در صدد حذف و مبارزه با آثار آنها باشیم.
مدرسه باید محیطی حمایتگر و امن باشد، مدرسهی صالح باید از نظر جسمانی» و روانی» امن باشد. یعنی فضای فیزیکی مدرسه باید به گونهای طراحی شود که با مقضیات رشدی آنان متناسب و فاقد عوامل خطر آفرین جسمی باشد. از نظر امنیّت روانی نیز متربّیان باید در فضای مدرسه احساس آرامش و راحتی نمایند و با شوق و انگیزهی درونی به مدرسه وارد شوند و در آن به تجربه بپردازند. در مدرسه نباید هیچ عاملی برای نگرانی و ترس و هرگونه فشار نامساعد روانی وجود داشته باشد.
3- متناسب سازی
ویژگی سوم متناسب سازی» است. بر اساس این ویژگی، تجربیات مدرسه، باید با شرایط رشدی متربّیان در همهی ابعاد، متناسب باشد. متناسب سازی به سایر ابعاد مدرسه مانند مدیریت، مربیان، فضا و تجهیزات نیز تعمیم داده میشود. این اصل ناظر به یک اصل محوری در منابع و متون تربیتی است که به پیروی از طبیعت مشهور است. در تنظیم موقعیتهای تربیتی باید چگونگی رشدی شئون مختلف حیات متربّیان را در نظر گرفت.
4- تعادل
ویژگی چهارمتعادل»است. مراد از تعادل، تناسب با اصول همهجانبه نگری و یکپارچگی است. در رابطه با تعادل موارد زیر قابل توجه است:
مدرسه نه تنها به توسعهی بعد عقلانی و مهارتهای فکری، بلکه به ابعاد مختلف و ساحتهای گوناگون حیات انسانی توجه مینماید.
در بعد شناختی نیز از توجه صرف به سطوح پایین توانشهای شناختی متربّیان، مانند حافظه، خودداری میشود که یکی از محرمات مدرسه صالح پرهیز از حافظه گرایی است.

انقلاب در دیدگاه رهبر انقلاب دارای یک تفسیر اسلامى و الهى بوده و به معنى زنده کردن دوباره اسلام است؛چنانکه مى فرمایند:
انقلاب یک تفسیر اسلامى و الهى است. ما انقلاب را یک تحوّل اخلاقى، فرهنگى و اعتقادى مى دانیم که به دنبال آنها تحول اجتماعى، اقتصادى و ى و آنگاه رشد همه جانبه ابعاد انسانها مى آید. همانطور که در آیه قرآن است ان ا. لایغیر ما بقوم حتى یغیروا مابانفسهم» هر وقت انسانها خصلت هاى بد، ضعف ها، نقص ها و بى ایمانى ها را در خودشان تغییردادند، اوضاع و احوال اجتماعى آنها تحول پیدا خواهد کرد. هیچ چیز هم جلوگیر آن نخواهد بود. براى شروع این حرکت و تحول همگانى، انسانها باید احساس تکلیف کنند.»
رهبر معظم انقلاب، انقلاب را وماً از نوع شورش، بىسامانى و اغتشاش، آشفتگى و بى نظمى و خروج از انضباط نمی دانند و معتقدند انقلاب یعنى تحول بنیادى که در آن پایه هاى غلطى برچیده شود و پایه هاى درستى به جاى آن گذاشته شود و ارزش هاى غلط جاى خود را به ارزش هاى صحیح بدهد و باعث سازندگی می شود.
از سوی دیگر انقلاب یک دوره و حرکت مستمر است؛ انقلاب یک چیز دفعى و آنى نیست صدها شرط و موقعیت باید ردیف شوند و کنار هم قرار گیرند تا حادثهاى مثل انقلاب رخ دهد. البته این شرایط، آسان به دست نمىآید. از این رو انقلاب پدیده بسیار مغتنم و دیریاب است. و باید برای تحقق آن تلاش و مجاهدت دائمى انجام گیرد؛ مشروط بر اینکه روح و خواست و ضرورت انقلاب در مردم وجود داشته باشد.از این رو انقلاب یک امر تصادفی و اتفاقی نخواهد بود و با خیال بافى و ذهنیت گرایى تحقق نخواهد یافت. بلکه امرى واقعیت دار است.

یکی از نکات کلیدی در بیانیه رهبری، تأکید بر جایگاه علمی کشور است: ما هنوز از قلّههای دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّهها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهمترین رشتهها عبور کنیم. ما از این مرحله هنوز بسیار عقبیم؛ ما از صفر شروع کردهایم. عقبماندگی شرمآور علمی در دوران پهلویها و قاجارها در هنگامی که مسابقهی علمی دنیا تازه شروع شده بود، ضربه سختی بر ما وارد کرده و ما را از این کاروان شتابان، فرسنگها عقب نگه داشته بود. سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشته شده و این انقلاب، شهیدانی از قبیل شهدای هستهای نیز داده است. بهپا خیزید و دشمن بدخواه و کینهتوز را که از جهاد علمی شما بهشدّت بیمناک است ناکام سازید».
در همین رابطه نقش آموزشوپرورش در گام دوم انقلاب و چرخشهایی که نهاد تعلیم و تربیت برای دستیابی به قلههای دانش باید انجام دهد، یکی از موارد جدی است که نیاز به بحث و بررسی دارد.

درباره این سایت